رسانه به‌مثابه هنری در قله هِرَم

✍️حمید احتشام‌کیا

در این یادداشت به تحلیلی از چیستی و ماهیت رسانه و مقایسه آن با رسالت هنر در گذشته پرداخته‌ام تا از این طریق، ذاتِ زینت‌گر رسانه را نمایان‌تر از قبل بنمایانم.

خوب است بدانید هنر به روایتی اصیل در فرهنگ ما و چه‌بسا در سایر فرهنگ‌ها، چیزی نیست که ارزش بالذات داشته باشد..عنی هنر امری اصیل نیست، بلکه قرار بود اصیل‌نما باشد. هنر، همیشه نقشِ زینت‌گری برعهده داشته است..عنی کسی هنر را برای هنر نخواسته است، هنر را برای این می‌خواهند که با آن، چهره امرِ اصیل را بیارایند تا توجه‌ها به سمت‌و سوی آن جلب شود.

کار هنر نشان‌دادن امر اصیل از طریقِ زینت‌بخشیدن به آن است. هنر، زینت می‌بخشد تا توجه را جلب کند. هنرِ شعر، متنِ اصیل را به نظم می‌کشد و هنر خوشنویسی، خوش می‌نویسدش و هنر آواز، خوش می‌خواندش.

 هنرِ شعر، هر متنی را نظم نمی‌دهد. هنرِ خوشنویسی هم هر لاطائلات و اباطیلی را خوش ننویسد. هنر شعر و هنر خوشنویسی قرآن حافظ و گنج نظامی را زینت می‌دهد تا دیده شود و در اذهان باقی بماند، اما سگ ولگرد را رها می‌کند تا گم شود که در حدیث آمده است: «الباطل یموت بترک ذکره». آری هنر، ذکر و یادآوری امر اصیل است.

هنرِ تهذیب در خدمت امر نفیس است، نه هر مزخرف مُهملی که نگاشته شود. رسم بود متون اصیل، از قرآن تا متون حدیثی و فقهی و فلسفی، تهذیب می‌شد. تهذیب می‌شد تا جذاب شود. جذاب می‌شد تا هوس شود. هوس که شود، خوانده می‌شود، خوانده که شود، فهم می‌شود؛ تربیت می‌شود؛ و خلاصه می‌شود آنچه باید بشود..ما هنر قرار نبود هر بی‌سر و پایی را …

ناگفته نماند که امر اصیل، برای اهلش آن‌چنان نمایان و جذاب است که حاجت مشّاطه نیست روی دل‌آرام را؛ اما در فرهنگ اسلامی، قصد بر هدایت و جذب حداکثری است. پس هنر را مشاطه‌گری آموختند و مأمورش کردند که امور اصیل را لایه به لایه بدرخشاند.

به هنر دستور دادند مسجد را زینت کند، محراب را طرحی زند تا معراج در آن دیده شود. بی‌جهت نیست که حرم اهل‌بیت علیهم‌السلام پر از هنر است. هنرمندان همگی در خدمت امر اصیل بودند. مثلاً وقتی قرار شد چیزی از شخصیت امام به‌مثابه امر اصیل نمایان شود، شهریار شعر را فرمان دادند که همایِ رحمت به‌نظم کشد یا فرشچیانِ عرش را گفتند که نقش آن جناب برکشد یا طلا و نقره را موم کند، آستان و ضریحش زرکوب کند.

هنر که کارش روایتی جذاب از امر اصیل بود، رفته‌رفته دچار اعوجاج و کژی شد، نامش شد رسانه و کارش شد مشاطه‌گری امر قبیح. رسانه همان هنر است. لایه به لایه امر را می‌پروراند تا دیدنی شود و پذیرفته شود. به نظرم رسانه آخرین ورژن و کامل‌ترین نوع از هنر است. همه هنرها را درهم‌آمیخته و خود را به عنوان زینت الزَّیِّنات درآورده است.

او حالا می‌تواند هر چیزی را آن‌چنان بدرخشاند و بیاراید که کمتر کسی در مقابلش تاب‌آورد. من معتقد نیستم رسانه ذاتاً به دنبال نیکو جلوه‌دادن امر قبیح است، بلکه گمان می‌کنم هنر و رسانه در این دوران از رسالتش عدول کرده، بیشتر به تدلیس و فریب مایل شده است.

رسانه اکنون و در این دوران اوج هنر است. رسانه قله هِرَم هنر است. او اکنون می‌تواند امر زشت را زیبا و امر زیبا را زشت جلوه دهد. رسانه چنان به امور رنگ و طعم می‌دهد و چنان ذائقه را تسخیر می‌کند که واقعاً برای تماشای چهره اصیلِ امور از پشت این همه رنگ و لعاب، بصیرت لازم است. بصیرت کسب کنید.