۴:۴۱ ب٫ظ / ۱۵ مرداد ۱۴۰۵

گفتارهای تحلیلی دکتر رفیع‌الدین اسماعیلی پیرامون مسائل روز

IMG_20250718_213448

1)فرصت بازسازی و بازیابی در سایه آتش بس

تحلیل وضعیت آتش بس یا توقف مذاکرات، پیش از هر چیز نیازمند بررسی این واقعیت است که کشور ما در شرایط فعلی تا چه اندازه به این تنفس نیاز داشته است. فارغ از مباحث سیاسی مرتبط با روی کار آمدن ترامپ و شروط مذاکراتی، باید پذیرفت که در زمان جنگ، دسترسی به اطلاعات نظامی و محرمانه برای عموم امکان پذیر نیست و نباید هم باشد. لذا انتقادات تند یا اتهام سازشگری به مسئولان، آن هم بدون داشتن داده‌های دقیق، قضاوتی به دور از انصاف است. در نظام جمهوری اسلامی، برخلاف رویکرد فریبکارانه افرادی مانند ترامپ، صداقت یک اصل است و گاهی بهترین پاسخ در برابر عملیات روانی دشمن، سکوت و تمرکز بر تصمیمات راهبردی است.
اگر بخواهیم توصیفی از وضعیت میدان داشته باشیم، باید بپذیریم که در طول نبردهای اخیر، بخش‌های قابل توجهی از زیرساخت‌های نظامی، پایگاه‌های بسیج و مراکز ستادی در حوزه‌های زمینی، دریایی و هوایی مورد اصابت قرار گرفته‌اند. علاوه بر خسارات ساختاری، از دست دادن تعدادی از فرماندهان ارشد و جانشینان آن‌ها در رده‌های مختلف، واقعیتی است که نیاز به بازسازی و بازیابی نیروها را دوچندان می‌کند. هر مجموعه‌ای پس از تحمل چنین فشارهایی، برای استمرار قدرت خود نیازمند یک رفرش و بازآفرینی ساختاری است تا بتواند با توان بیشتری به مسیر خود ادامه دهد.
در این میان، اگرچه دشمن نیز از فرصت آتش بس برای بازسازی خود استفاده می‌کند، اما نباید فراموش کرد که شرایط دو طرف یکسان نیست. دشمن با اتکا به عقبه‌ای مانند آمریکا که خارج از جغرافیای جنگ قرار دارد، به راحتی می‌تواند تولیدات نظامی و پشتیبانی خود را تداوم بخشد. اما برای ما که در متن این کارزار هستیم، نیاز به این وقفه برای بازیابی توان و سازماندهی مجدد، امری کاملا طبیعی و راهبردی به شمار می‌رود. در نهایت، با وجود تمام چالش‌ها و هزینه‌های گزافی که دشمن متحمل شده و اقتداری که ایران در میدان و عرصه‌هایی نظیر تنگه هرمز به نمایش گذاشته است، پذیرش این دوره بازسازی را باید یک تصمیم عقلانی برای تضمین پیروزی‌های آتی دانست.


2)بازگشایی مشروط تنگه هرمز و نمایش اقتدار ایران در برابر روایت‌های ترامپ

یکی از بحث های داغ امروز باز شدن تنگه هرمز و سرنوشت شروط دهگانه ایران است. برای درک بهتر این موضوع باید به وقایع روزهای گذشته نگاه کنیم. ماجرا از این قرار بود که جمهوری اسلامی ده شرط را به عنوان مبنای مذاکرات برای توقف آتش بس اعلام کرد و طرف مقابل هم آن را پذیرفت.
قبل از شروع مذاکرات، هر دو طرف پیش شرط هایی داشتند. پیش شرط آمریکا بازگشایی دو هفته ای تنگه هرمز بود و پیش شرط های ایران شامل آزادسازی بخشی از پول های بلوکه شده و برقراری آتش بس در لبنان می شد. ایران با بازگشایی محدود تنگه هرمز برای کشتی های تجاری تحت کنترل و مدیریت خودش موافقت کرد اما با حمله رژیم صهیونیستی به لبنان در همان شب اول، ایران اعلام کرد که به دلیل نقض آتش بس، تنگه را باز نمی کند.
در نهایت با مقاومت حزب الله لبنان و فشارهای ایران، آتش بس در لبنان برقرار شد و موضوع آزادسازی پول ها هم به نتیجه رسید. در مقابل، ایران هم با بازگشایی محدود تنگه برای کشتی های تجاری مدنظر خود و با دریافت عوارض موافقت کرد. این اقدام بخشی از همان توافق دو هفته ای است و به معنای عقب نشینی از شروط اصلی نیست. شروط دهگانه ای که رهبری تعیین کرده بودند در مذاکرات قبلی پذیرفته نشد و مذاکره کنندگان به کشور بازگشتند. اکنون راه برای پذیرش این شروط باز است و اگر طرف مقابل آن ها را بپذیرد، توافق جامع صورت می گیرد؛ در غیر این صورت احتمال شروع مجدد درگیری ها وجود دارد.
نکته مهم در این میان، تلاش ترامپ برای پیروزی نشان دادن این اتفاقات است. او که دستش خالی است، سعی می کند با قدرت رسانه ای خود از هر تغییری یک روایت پیروزمندانه بسازد. اما واقعیت میدانی چیز دیگری است. پیروزی اصلی ما در واقع شکستن ساختار قدرت آمریکا است. امروز کشتی های تحریم شده با اجازه ایران و با پرداخت پول به کشوری که خودش تحت تحریم است، از تنگه عبور می کنند. عوارض هم باید به سپاهی بدهد که خودش تروریست اعلام کرده است. این یعنی قوانین جهانی آمریکا دیگر کارایی ندارد و کشورهای جهان به خوبی درک کرده اند که برای فعالیت در خلیج فارس و تامین انرژی، باید با ایران مذاکره کنند و هماهنگ باشند. نباید این پیروزی های بزرگ و راهبردی را با روایت های رسانه ای دشمن کوچک شمرد.
در حقیقت ما داریم قدرت نرم افزاری آمریکا را از بین می بریم.


مطالبه‌گری هوشمندانه بر مدار منافع ملی

با توجه به درخواست برخی مخاطبان محترم کانال شخصی ام، چند خطی هم پیرامون مطالبه‌ی مردم از مسئولان سیاسی و فرماندهان نظامی می نویسم. در شرایط حساس تقابل و در میانه نبردهای همه‌جانبه، بی‌شک بزرگ‌ترین نقطه قوت و اتکای کشور، حضور یکپارچه و منسجم مردم است. این حضور و اتحاد ملی، نه‌تنها جان دوباره‌ای به کالبد جامعه می‌بخشد و اعتمادبه‌نفس عمومی را ارتقا می‌دهد، بلکه به‌عنوان پشتوانه‌ای بی‌بدیل، به مسئولان و فرماندهان میدان نیز قدرت و جسارت مضاعف می‌بخشد. با درک همین مؤلفه بنیادین قدرت است که دشمن، به‌ویژه پس از توقف درگیری‌های نظامی، جبهه نبرد را با شدتی بیشتر به عرصه رسانه و روان جامعه کشانده است. دشمنی که پیش‌تر با تسلیح تیم‌های تروریستی و آماده‌سازی هسته‌های خفته در پی ضربه زدن بود، اکنون با سوءاستفاده از فضای پساجنگ و بهره‌گیری از شبکه‌های اجتماعی و عوامل نفوذی، می‌کوشد بذر تفرقه را در میان مردم و جبهه انقلاب بپاشد. ایجاد دوگانه‌های کاذبی چون سازش‌کار و تندرو و طرح شبهات انحرافی پیرامون نحوه تبعیت از ولایت فقیه، تنها بخشی از این پروژه خطرناک برای از بین بردن انسجام داخلی است.

در چنین کارزاری، ما نیازمند درک اقتضائات زمانه و تطبیق انتظارات خود با شرایط جنگی هستیم. در دوران جنگ، جریان انتشار اطلاعات و توقع شفافیتِ آنی از تصمیمات، ناگزیر دستخوش الزامات امنیتی می‌شود؛ قاعده‌ای که حتی دشمنان ما (نظیر رژیم صهیونیستی) نیز با اعمال شدیدترین سانسورها و حذف کوچک‌ترین پیام‌های اعتراضی به آن پایبندند. اگرچه جامعه ایران از نعمت آزادی بیان و پویایی تضارب آرا برخوردار است، اما این آزادی در زمانه جنگ نباید به بستری برای توهین، تهمت و کشمکش‌های بی‌حاصل داخلی تبدیل شود. مجادلات فرسایشی درباره عملکرد تک‌تک مسئولان و دامن زدن به اختلافات شخصی، خطری است که می‌تواند تمام دستاوردهای ارزشمند نظامی را به سادگی نابود کند.

با این حال، حفظ انسجام و پرهیز از تفرقه، هرگز به معنای سکوت، انفعال و تعطیلی مطالبه‌گری نیست؛ بلکه نیازمند نوعی مطالبه‌گری هوشمندانه و معطوف به اشتراکات غیرقابل‌انکار ملی است. امروز صدای واحد ملت باید حول محورهای استراتژیکی طنین‌انداز شود که در آن هیچ اختلافی وجود ندارد؛ محورهایی نظیر حفظ اقتدار در تنگه هرمز، صیانت از دستاوردهای هسته‌ای، حمایت قاطع از جبهه مقاومت و پافشاری بر شروط ده‌گانه‌ای که مبتنی بر بیانات رهبر معظم انقلاب تعیین شده است.

این مطالبه‌گریِ اصولی و هم‌صدا، قوی‌ترین اهرم قدرت در دست دیپلمات‌ها و مسئولان ما در میدان رویارویی با دشمن خواهد بود. وقتی دشمن رصد می‌کند و می‌بیند که ملت ایران با کنار گذاشتن اختلافات، بر سر منافع بنیادین خود یکپارچه ایستاده‌اند، توهم امکان تحمیل خواسته‌هایش را از دست داده و چاره‌ای جز پذیرش شروط ایران نخواهد داشت. اکنون زمان آن فرا رسیده است که با پاسداشت خون رهبر شهید و بازگشت به حماسه‌های وحدت‌آفرین گذشته نظیر حماسه دهم اسفند، ابزارهای مخرب و تفرقه‌افکن را کنار بگذاریم. تنها ترکیب سه عنصر اعتماد به مسئولان، حضور در میدان و فریاد زدن حول اشتراکات ملی است که دشمن را به هراس انداخته و پیروزی نهایی را برای کشور رقم خواهد زد.

 

اشتراک گذاری:

مدیر سایت

yektamajd0102@gmail.com

عضویت در خبرنامه

درخبرنامه ما عضو شوید

لورم ایپسوم متن ساختــگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیــک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *