✍️دکتر عبدالرسول علم الهدی
🔸اصلا مسئله این نیست که ظریف دروغ می گوید، به قول دشمن اعتماد می کند، با همان زبان دنیا فریب می خورد، و به هرحال دلسپرده آن طرف است
مهم این است که چرا دوباره به این جریان و به این راهکار آزموده پاره شده به نام مذاکره بیقرار، مبتلا شدیم؟
🔹شاید در پاسخ به این سوال سریع ذهن ها به این سمت رود که ای کاش در دولت رئیسی عزیز، رفاه حداکثری و ارتقای پول ملی رو شاهد بودیم، البته یک مقدار منصفانه تر شاید اینگونه به ذهن برسد که ای کاش رئیسی عزیز، ریشه اصلاح طلب ها رو از دولتش می خشکاند تا کار کاملا دست انقلابی ها قرار گیرد، یا شاید هم از این کوتاه می آمدیم و به همان نبود پوست خربزه ای به نام ارز ترجیحی 4200 تومان دلخوش می کردیم که سه موج تورمی برای کشور ایجاد کرد.
🔸اما دلیل گرفتاری امروز ما به ظریف که همچون سندرومی تمام حکمرانی داخلی و خارجی را تحت الشعاع قرار داده، اینها نیست بلکه همان تذکر چندباره رهبری به دولت در مورد کار رسانه ای و زبان الکن دولت است. دولتی که تشکیل شده از همه رفقای حزب اللهی که قرار بود آخرین تجربیات شون در مورد کار رسانه ای را عرضه کنند. کار رسانه ای یعنی دو مرحله انتقال پیام خوب و بعد ایجاد حس خوب در مردم
🔹نتوانستیم نشان دهیم که وقتی مجبور شدیم ارز ترجیحی را حذف کنیم، در برابرش یارانه ها ده برابر شد، حقوق کارگران 57درصد افزایش یافت، کالابرگ الکترونیک آمد، وام های زیر 100میلیون گسترش یافت و به یک ضامن کفایت شد.
نتوانستیم نشان دهیم که دولت رفت سراغ زیرساخت های انرژی، درحالیکه یک سال قبل و یک سال بعدش برق ها مرتب می رفت اما در سه سال دولت برق حداقل خانه ها وصل بود. مسئله ای به نام آب از دغدغه عمومی خارج شد. گاز هم بعد از سال اول درست شد.
نتوانستیم نشان دهیم که تسهیل کسب و کارها به جایی رسید که نه تنها هشت هزار کارگاه تعطیل شده به مدار تولید برگشت، بلکه بیکاری به پایین ترین حد ممکن خودش در دوازده سال گذشته رسید.
نتوانستیم نشان دهیم که در سیاست خارجی به بریکس و شانگهای پیوستیم یعنی تجارت ایران خارج از تحریم و FATF به وقوع پیوست.
حالا اما گرفتار سندروم مذاکره بیقرار شدیم …
