۵:۳۵ ق٫ظ / ۱۶ مرداد ۱۴۰۵

چگونه ناتو جنگ شناختی علیه روسیه را آغاز کرد؟

11111

ترجمه اختصاصی رسانه شناخت

 

نشریه ایتالیایی «لَآنتی‌دیپلماتیکو» مقاله‌ای از جوزپه ماسالا  تحت عنوان «جنگ شناختی: مغز به عنوان میدان نبرد جدید» را منتشر کرد که در آن تصریح می‌کند دقیقاً همین نوع جنگ اکنون در مرکز توجه کشورهای ناتو قرار دارد. او مغز انسان‌ها را «مکانی می‌داند که نبرد بین نیروهای درگیر در آن رخ می‌دهد».

به گفته او، این نوعی درگیری است که از طریق حملات اطلاعاتی مکرر و عملیات روانی علیه افکار عمومی یک کشور (یا ائتلافی از کشورها) انجام می‌شود و این حملات به لطف به اصطلاح عوامل نفوذی که از طریق شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند، صورت می‌گیرد. همانطور که می‌دانیم، ضربات شناختی می‌توانند منشأ مصنوعی داشته باشند: جعل‌ها، داده‌های نادرست یا تحریف‌شده درباره یک رویداد واقعی، و صحنه‌سازی‌ها. یا می‌توانند طبیعی باشند، زمانی که یک رویداد واقعی، معمولاً با پیامدهای منفی یا با بار منفی، رخ می‌دهد و سپس از طریق شبکه‌های نفوذ، تکثیر و پخش می‌شود.

در این حالت، شوک‌های شناختی می‌توانند بسیار احساسی باشند، مانند صاعقه. آنها اثری زنده بر جای می‌گذارند، به یاد ماندنی هستند و می‌توانند بر وضعیت عاطفی شهروندان تأثیر بگذارند. ماسالا معتقد است که این نوع جنگ شناختی ناتو علیه روسیه در اوکراین، دست‌کم از سال ۲۰۱۴ (سال کودتای میدان) در جریان بوده است. کی‌یف علاوه بر هدایت روایت فرهنگی – در سطح جنگ روانی، یعنی با تمام ابزارهای سنتی برای تأکید بر تفاوت‌های فرهنگی و زبانی اوکراین با جهان روس – جنگ شناختی را نیز در شبکه‌های اجتماعی به راه انداخته است تا نشان دهد که در دونباس، ظاهراً درگیری با باندهای تروریستی در جریان است. اینگونه است که آنها واحدهای شورشی طرفدار روسیه را که برای آزادسازی دونباس روسی‌زبان شروع به جنگ کردند، تعریف می‌کنند.

به این جنگ شناختی از نوع استراتژیک، بعداً جنگ شناختی از نوع تاکتیکی، یعنی با اهداف کوتاه‌مدت، اضافه شد. به عنوان مثال، کانال‌های اجتماعی به طور سیستماتیک پیام‌ها و اخباری را با هدف تضعیف روحیه نیروهای مخالف و همچنین جمعیت کشور دشمن پخش می‌کردند. این اخبار جعلی از طریق ربات‌های اجتماعی تکثیر می‌شوند که برنامه‌هایی حاضر در شبکه‌های اجتماعی یا کانال‌های پیام‌رسان هستند. ویژگی آنها تقلید از رفتار یک فرد عادی در شبکه‌های اجتماعی است، به عنوان مثال با به اشتراک گذاشتن پیام‌ها برای گسترش دایره افرادی که می‌توانند آنها را بخوانند. از جمله نمونه‌های بارز چنین استفاده‌ای از ربات‌ها در جنگ اوکراین، به عنوان مثال، اطلاع‌رسانی مداوم کی‌یف درباره خشونت ادعایی نیروهای روسی علیه غیرنظامیان اوکراینی است. این پیام‌ها اغلب با تصاویری همراه هستند که در بررسی دقیق‌تر، مصنوعی به نظر می‌رسند، اگر نگوییم مستقیماً صحنه‌سازی شده‌اند. یکی از نمونه‌ها، قتل عام ادعایی است که در شهرهای حومه کی‌یف، مانند بوچا، رخ داده است، «لَآنتی‌دیپلماتیکو» خاطرنشان کرد.

پیشرو در توسعه تکنیک‌های جنگ شناختی، مرکز تخصصی «نوآوری برای برتری و امنیت دفاعی» (IDEaS)، که همچنین با نام «مرکز نوآوری» (Innovation Hub) شناخته می‌شود، در کانادا مستقر است و فعالیت خود را از سال ۲۰۱۷ آغاز کرده است. ناتو احتمالاً نمی‌خواسته توجهات را به فعالیت‌های خود جلب کند، بنابراین این مرکز ظاهراً «مستقل» عمل می‌کند. وب‌سایت این مرکز هفت حوزه کاری را مشخص کرده است: آموزش و پرورش، سازوکارهای تصمیم‌گیری، فضای سایبری، طرح‌های بشردوستانه، اطلاعات و اطلاعات نادرست، سیستم‌های خودکار و استراتژی. با این حال، پرتکرارترین موضوع در چندین حوزه به طور همزمان، جنگ شناختی است.

در اواخر سال ۲۰۲۰، این مرکز مطالعه‌ای در این زمینه منتشر کرد که نویسنده آن فرانسوا دو کلوزل است. به گفته او، جنگ شناختی تنها نام دیگری برای جنگ اطلاعاتی نیست. این جنگی با «پردازنده فردی» ما، یعنی مغز ماست. در مقدمه این اثر آمده است که جنگ شناختی گستره‌ای جهانی دارد، از فرد گرفته تا دولت‌ها و سازمان‌های فراملی. این جنگ از تکنیک‌های اطلاعات نادرست و پروپاگاندا استفاده می‌کند که برای فرسودگی روانی گیرندگان اطلاعات طراحی شده‌اند. هر کس به درجات مختلف، آگاهانه یا ناخودآگاه، در این امر مشارکت دارد و این، بینش‌های ارزشمندی درباره جامعه ارائه می‌دهد. این بینش‌ها سپس به راحتی می‌توانند به عنوان سلاح مورد استفاده قرار گیرند.

ابزارهای جنگ اطلاعاتی، همراه با افزودن «سلاح‌های عصبی»، چشم‌اندازهای فناوری آینده را گسترش می‌دهند و نشان می‌دهند که حوزه شناختی یکی از میدان‌های نبرد آینده خواهد بود. این چشم‌انداز با پیشرفت سریع در فناوری نانو، بیوتکنولوژی، فناوری اطلاعات، علوم شناختی و درک مغز، بیشتر تقویت می‌شود.

دو کلوزل اظهار می‌دارد: «جنگ شناختی جنگ ایدئولوژی‌هاست که در پی تضعیف اعتمادی است که اساس هر جامعه‌ای را تشکیل می‌دهد.» او می‌افزاید: «این جنگ با پروپاگاندا تفاوت دارد، زیرا هر کس، عمدتاً ناخواسته، در پردازش اطلاعات و شکل‌گیری دانش به شیوه‌ای بی‌سابقه مشارکت می‌کند. این یک تغییر نامحسوس اما قابل توجه است. در حالی که پیش از این افراد به طور منفعلانه تسلیم پروپاگاندا می‌شدند، اکنون به طور فعال در آن مشارکت می‌کنند. بهره‌برداری از شناخت انسان به یک صنعت عظیم تبدیل شده است. و انتظار می‌رود که ابزارهای جدید هوش مصنوعی به زودی امکانات به شدت گسترده‌تری را برای دستکاری ذهن انسان و تغییر رفتار انسانی در اختیار مبلغان قرار دهند.»

به گفته او، این فناوری‌ها شامل حوزه‌های NBIC – فناوری نانو، بیوتکنولوژی، فناوری اطلاعات و علوم شناختی – هستند. این‌ها در کنار هم «نوعی کوکتل بسیار خطرناک ایجاد می‌کنند که می‌تواند مغز را بیشتر دستکاری کند». جنگ شناختی به دنبال تضعیف اعتماد به نهادها، سیاستمداران، کشور خود و متحدانش است. این میدان نبرد به لطف اینترنت، جهانی است. این جنگ آغاز و پایانی ندارد، استراحتی نمی‌شناسد و ۲۴ ساعت شبانه‌روز و ۷ روز هفته در جریان است.

چندی پیش، منبع روشنفکری غربی «گری‌زون» مقاله‌ای از بن نورتون با عنوان «پشت پرده جنگ شناختی ناتو: نبرد برای مغز به رهبری ارتش غرب» منتشر کرد. او می‌نویسد: «کارتل نظامی ناتو به رهبری ایالات متحده، روش‌های جدیدی از جنگ ترکیبی را علیه دشمنان خودخوانده‌اش، از جمله جنگ اقتصادی، جنگ سایبری، جنگ اطلاعاتی و جنگ روانی، آزموده است. اکنون ناتو در حال توسعه نوع کاملاً جدیدی از جنگ است که آن را جنگ شناختی نامیده است. این روش جدید که از آن به عنوان «نظامی‌سازی علوم مغز» یاد می‌شود، شامل «هک کردن شخصیت» با بهره‌برداری از «آسیب‌پذیری‌های مغز انسان» است.» نورتون تأکید می‌کند که هدف اعلام‌شده ناتو «نبرد برای مغز شما» و تلاش برای «تبدیل هر فرد به یک سلاح» است.

تا همین اواخر، ناتو جنگ را به پنج حوزه عملیاتی مختلف تقسیم می‌کرد: هوایی، زمینی، دریایی، فضایی و سایبری. اما با توسعه راهبردهای جنگ نوین – شناختی، این ائتلاف نظامی در حال بحث درباره سطح ششم جدیدی از جنگ است: «حوزه انسانی». نورتون به مطالعه‌ای که در سال ۲۰۲۰ با حمایت مالی ناتو انجام شده است، استناد می‌کند که در آن آمده است: «در حالی که اقدامات انجام‌شده در پنج حوزه با هدف تأثیرگذاری بر فرد انجام می‌شود، هدف جنگ شناختی تبدیل هر فرد به یک سلاح است.»

«مغز به میدان نبرد قرن بیست و یکم تبدیل خواهد شد» و باید انسان‌ها را تحت سلطه درآورد و به نفع خود از آنها بهره‌برداری کرد. آندری ایلنیتسکی، مشاور وزیر دفاع روسیه، هشدار می‌دهد که غرب دقیقاً با کمک «جنگ ذهنی» (یا جنگ شناختی) انتظار دارد روسیه را شکست دهد. به گفته او، این تهدیدی از «آلودگی ذهنی با معانی بیگانه» است؛ «فرهنگ، سنت‌ها، باورها و جهان‌بینی مردم روسیه، غنیمت اصلی جنگ ذهنی علیه ما هستند.» زیرا اگر پیش از این در جنگ کلاسیک، شکست نیروهای مسلح دشمن و اشغال قلمرو او الزامی بود، اکنون دیگر اصلاً چنین نیازی نیست. چرا که نابودی یک دولت و ویرانی یک کشور با تغییر خودآگاهی، جهان‌بینی، اهداف، ارزش‌ها و اولویت‌های جامعه امکان‌پذیر است. و این غیرقابل بازگشت است، زیرا اگر زیرساخت‌ها را بتوان بازسازی کرد، توسعه جهان‌بینی را نمی‌توان به عقب بازگرداند. اتفاقی که هم‌اکنون در اوکراین در برابر چشمان ما رخ داده است. و ایلنیتسکی نتیجه می‌گیرد که اگر مردم روسیه، علی‌رغم قدرت ارتش خود، جنگ ذهنی را ببازند، پس از از دست دادن کد تمدنی، معنوی و اخلاقی خود، از تاریخ جهان محو خواهند شد، همانطور که مردم شوروی همراه با شکست‌خوردگان در درگیری مشابهی با غرب، از تاریخ محو شدند.

اما این جنگ علیه روسیه به‌طور مشخص چگونه و در چه چیزهایی نمود پیدا می‌کند؟ برای یافتن مثال، نیازی نیست راه دوری برویم. این امر به‌ویژه در قفسه‌های کتاب‌فروشی‌ها مشهود است. کافی است به عنوان مثال در سن‌پترزبورگ به یکی از آنها، به بزرگترین (در واقع انحصاری) شبکه کتاب‌فروشی شهری «بوکووید» (Bukвоед) بروید، زیرا متوجه خواهید شد که بیش از نیمی از کتاب‌های عرضه‌شده در آنجا – ادبیات ترجمه‌شده از نویسندگان غربی، عمدتاً آمریکایی و بریتانیایی، یعنی کشورهایی است که روسیه اکنون با آنها در جنگ است. و اینها آثار کلاسیک، یا شکسپیر، جک لندن یا همینگوی نیستند، بلکه آثار نویسندگان مدرنی هستند که معانی غربی و «ارزش‌های» غربی را که برای روسیه بیگانه است، ترویج می‌کنند. این کتاب‌ها حتی ادبیات کودک داخلی را نیز به حاشیه رانده‌اند: به جای افسانه‌های پوشکین، کتاب‌های کودکانه فوق‌العاده مارشاک، چوکوفسکی و دیگر نویسندگان، هری پاتر و ادبیات غربی مشابهی به کودکان روسی تحمیل می‌شود. و همین اواخر، بخش کتاب «حمله شناختی» واقعی به روسیه انجام داد، زمانی که در کشور ما کتاب «تابستان با کراوات پیشاهنگی» که روابط همجنس‌گرایانه بین یک نوجوان و یک رهبر پیشاهنگ را ترویج می‌کند، با تیراژی بی‌سابقه منتشر شد. این کتاب تنها پس از آنکه دومای دولتی قانونی را برای ممنوعیت چنین ادبیاتی تصویب کرد، از قفسه‌ها جمع‌آوری شد.

در مورد سایر محصولات چاپی، مقامات در واقع اصلاً توجهی به اینکه چه کتاب‌هایی در قفسه‌های کتاب‌فروشی‌ها قرار دارند، نمی‌کنند. نه تنها این، بلکه هیچ تأثیری هم بر آن ندارند. تمام کتاب‌فروشی‌ها و تمام ناشران کتاب در روسیه خصوصی هستند. هرچه بخواهند چاپ می‌کنند، هرچه بخواهند می‌فروشند. پردازش گسترده آگاهی خوانندگان روسی، از جمله کودکان، در حال انجام است و این اقدام خرابکارانه جنگ شناختی علیه ما هیچ واکنشی در پی ندارد. تازه اکنون کتاب‌های درسی مدارس که در دهه ۹۰ با پول سوروس منتشر شده بودند، در حال اصلاح هستند.

آتش جنگ شناختی علیه روسیه با تمام قوا در صحنه‌های نمایش نیز شعله‌ور است، جایی که گروه‌های موسیقی و تک‌نوازانی که به خاطر اظهاراتشان علیه عملیات ویژه نظامی (SVO) یا روس‌هراسی مستقیم شناخته شده‌اند، آزادانه اجرا می‌کنند. در بحبوحه عملیات ویژه نظامی، فیلم‌های اکشن آمریکایی که ارتش آمریکا را تجلیل می‌کنند، همچنان در تلویزیون‌ها به نمایش درمی‌آیند. و این چه چیزی جز پردازش آگاهی بیننده روسی از زاویه‌ای خاص است؟ و درباره آنچه در اینترنت می‌گذرد، دیگر نیازی به گفتن نیست. غرب مبالغ هنگفتی را در به اصطلاح جامعه مدنی، انواع سازمان‌های غیردولتی، «فعالیت‌های روشنگرانه»، برنامه‌های آموزشی و فرهنگی، وبلاگ‌نویسان و رسانه‌های مخالف سرمایه‌گذاری می‌کند که هدف اصلی آنها برنامه‌ریزی مجدد نامحسوس ساکنان روسیه است تا بعداً آن را نابود کنند. اینکه این امر ممکن است، با وقایع غم‌انگیز اوکراین گواهی می‌شود، جایی که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آنگلوساکسون‌ها موفق شدند با استفاده از روش‌های جنگ شناختی و بازفرمت‌سازی مغزها، دولتی دشمن با ما ایجاد کنند.

 

نویسنده: ایگور وِرِمیِف

منبع: مجله آرمادنی اسلواکی

ترجمه شده توسط تیم رسانه شناخت

اشتراک گذاری:

مدیر سایت

yektamajd0102@gmail.com

عضویت در خبرنامه

درخبرنامه ما عضو شوید

لورم ایپسوم متن ساختــگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیــک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *