«بررسی مدل مفهومی و عملیاتی «عبرت» و کاربرد آن در جنگ شناختی»
یافتههای اولیه حاکی از کاربست تاریخی،روانشناختی و جامعه شناختی عبرت در جنگ شناختی است
پژوهشی در گروه مطالعات مبنایی موسسه شناخت در حال انجام است که به بررسی مدل مفهومی و عملیاتی «عبرت» و نقش آن در جنگ شناختی میپردازد. یافتههای مقدماتی نشان میدهد که عبرتآموزی میتواند به عنوان یک ابزار استراتژیک در مقابله با عملیات روانی دشمن مورد استفاده قرار گیرد، اما پژوهشگران هشدار میدهند که این نتایج نیاز به تحلیل عمیقتری دارد.
متن گزارش:
مدل پیشنهادی، ترکیبی از مولفههای تاریخی، روانشناختی و رسانهای است که با استناد به تجربیات گذشته (مانند جنگ ها و به طور کلی مقابله هایی که در تاریخ انبیا و خصوصا اسلام با طاغوت های زمان خودشان) طراحی شده است. ایده محوری این است که «عبرت تنها یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه میتوان آن را در قالب عملیات روانی-رسانهای برای تقویت تابآوری جامعه و سایر مولفه های مربوطه در برابر جنگ شناختی دشمن و در مرحله بعد به عنوان ابزار تهاجم به دشمن، به کار برد.»
یافتههای کلیدی:
۱. مدل مفهومی عبرت:
– مبتنی بر سه لایه تاریخی (درسگیری از گذشته)، شناختی (تغییر نگرش) و عملیاتی (اقدام متقابل).
با این توضیح که مدل پیشنهادی در این پژوهش، عبرت را به عنوان یک فرآیند سهبعدی تحلیل میکند: ابتدا با بازخوانی نقاط عطف تاریخی (مانند جنگ ها یا تحریمها)، سپس تغییر نگرش جامعه از طریق بازتعریف روایتهای غالب، و در نهایت طراحی اقدامات عملی مانند تولید محتوای رسانهای یا آموزشهای سازمانیافته برای مقابله با جنگ روانی دشمن. این سه لایه در تعامل با یکدیگر، چارچوبی برای تبدیل «درسهای گذشته» به «ابزارهای کنشگرایانه» ارائه میدهند.
برای نمونه: بازخوانی روایتهای جنگ های رسول الله صل الله علیه و آله برای خنثیسازی روایتسازی دشمن.
۲. کاربست در جنگ شناختی:
1 – استفاده از روایتسازی معکوس (Counter-Narrative) برای بیاثر کردن تبلیغات دشمن.
2 – نقش شبکههای اجتماعی در انتشار سریع «درسهای عبرت» به عنوان ابزار مقابله.
با این توضیح که در این پژوهش، از روایتسازی معکوس به عنوان ابزاری کلیدی برای خنثیسازی تبلیغات دشمن استفاده میشود، به این صورت که با ارائه تحلیلهای مستند و مستدل، روایتهای تحریفشده یا جعلی دشمن را بیاثر میکند. همچنین، شبکههای اجتماعی به عنوان بستری سریع و گسترده برای انتشار «درسهای عبرت» مورد توجه قرار گرفتهاند، چرا که میتوانند با تولید و توزیع محتوای هدفمند، افکار عمومی را در برابر جنگ روانی دشمن مقاومتر کنند. این دو مکمل یکدیگرند: روایتسازی معکوس محتوای مقابلهای را تولید میکند و شبکههای اجتماعی آن را به سرعت به مخاطبان هدف میرسانند.
۳. چالشهای پیشرو:
1- خطر سادهانگاری روایتهای تاریخی بدون تحلیل زمینههای اجتماعی.
2- نیاز به افزایش سواد رسانهای جامعه برای اثرگذاری مدل.
با این توضیح که پژوهشگران هشدار میدهند که برداشتهای سطحی از رویدادهای تاریخی بدون در نظر گرفتن پیچیدگیهای اجتماعی و زمینههای فرهنگی میتواند به نتیجهگیریهای نادرست بینجامد. همچنین تأکید میکنند که موفقیت این مدل در گرو ارتقای سواد رسانهای جامعه است تا مردم بتوانند محتوای عبرتآموز را به درستی تحلیل و از آن در برابر جنگ روانی دشمن بهرهبرداری کنند. این دو عامل – تحلیل عمیق تاریخی و سواد رسانهای – به عنوان پایههای اساسی اثرگذاری مدل عبرت در جنگ شناختی مورد توجه قرار گرفتهاند.
هشدار پژوهشگر:
– این پژوهش هنوز در مرحله جمعبندی دادهها است و مدل نهایی پس از ارزیابی و سنجش (مانند ارزیابی توسط متخصصین) تأیید خواهد شد. همچنین نباید از یافتههای فعلی برای طراحی سیاستگذاریهای کلان استفاده کرد.
نقلقولهای کلیدی:
«جنگ شناختی امروز، جنگ روایتهاست. عبرت میتواند سلاحی برای شکست تحریفهای دشمن باشد.»
– دکتر کدخدایی مدیر مطالعات مبنایی موسسه شناخت:
«این پژوهش بخشی از پروژههای راهبردی برای مقابله با جنگ شناختی دشمن است، اما هنوز زود است که به نتایج آن استناد کنیم.»
پایانبندی:
پیش بینی می شود مدل نهایی تا پایان سال 1405 در قالب یک سند راهبردی ارائه شود. در عین حال، تأکید می شود که اجرای عملیاتی این مدل نیازمند همکاری نهادهای علمی، رسانهای و امنیتی است.
ملاحظات اخلاقی و حرفهای:
– تمامی دادههای منتشرشده با تأیید تیم پژوهش مرتبط بوده است.
این گزارش صرفاً بر اساس یافتههای موقت تهیه شده و هرگونه بهروزرسانی پس از تکمیل پژوهش اطلاعرسانی خواهد شد.
