در بخش دوم نشست تخصصی ۹ بهمنماه که به رونمایی از کتاب «آشوب و مواجهه رسانهای_میدانی با آن» اختصاص داشت، ابراهیم سالاروند نویسنده کتاب و دکتر امیرحسین هدایتی، پژوهشگر حوزه فلسفه و علوم سیاسی، به تحلیلهای عمیقتری از پدیده آشوب و راهبردهای کلان جمهوری اسلامی در مواجهه با آن پرداختند. این بخش از نشست، به مناظرهای راهبردی میان دو دیدگاه تحلیلی-تدافعی و تهاجمی-کنشی در برابر دشمن تبدیل شد.
سالاروند: باید «عوامل بسترساز» را جدی گرفت
ابراهیم سالاروند، نویسنده کتاب، سخنان خود را با تبیین انگیزه و چارچوب تحلیلی اثر خود آغاز کرد. وی با تأکید بر اینکه کار تألیف کتاب مدتها پیش از حوادث اخیر و در سال ۱۴۰۰ آغاز شده بود، نشان داد که نیاز به فهم عمیق این پدیده از قبل احساس میشد. او برای تحلیل پدیدههایی مانند آشوب، یک مدل سهعاملی را ارائه داد: «عامل بسترساز»، «عامل راهانداز (ماشه چکان)» و «عامل تداومبخش».
وی با صراحت هشدار داد که تمرکز صرف بر جرقهها و عوامل راهانداز، ما را از ریشههای اصلی غافل میکند. سالاروند اظهار داشت: «ما متاسفانه آن عوامل بسترساز را در کشور خودمان، که در واقع ریشههایی برای کنشهای جمعی و آشوب است، کم و بیش شاهدش هستیم… فقط باید دم به دقیقه مطلع این باشیم که آن جرقه کی زده میشود تا آن بستر فعال شود.»
نویسنده کتاب «آشوب» همچنین ماهیت حوادث اخیر را پیچیدهتر و متفاوت از تعریف کلاسیک «آشوب» دانست و برای آن ماهیتی امنیتی قائل شد. وی در این باره گفت: «فکر میکنم [اتفاقات اخیر] چیزی فراتر از آشوب بود؛ ماهیتش اصولاً با ماهیت آشوب کاملاً متفاوت است. چه بسا اگر از مفهوم یک جنگ شهری یا یک تروریسم شهری استفاده کنیم، خیلی بهتر و مناسبتر باشد.»
ماهیت بینرشتهای آشوب و محدودیتهای پژوهشی
سالاروند در بخش مهمی از سخنان خود به پیچیدگی و ماهیت چندبعدی این پدیده اشاره کرد و بر لزوم یک نگاه جامع و بینرشتهای برای درک آن تأکید نمود. او با اذعان به محدودیتهای کار فردی در چنین حوزهای، بیان داشت: «این یک موضوع و مفهوم بینرشتهای است؛ هم روانشناسی با آن ارتباط دارد، هم علوم ارتباطات، هم علوم سیاسی، هم جامعهشناسی و الی آخر. لذا خوب میشد که یک کار تیمی با حضور متخصصین در حوزههای مختلف رقم میخورد.»
وی همچنین با صداقت علمی به محدودیتهای پژوهشی خود از جمله عدم دسترسی به یک کتابخانه جامع اشاره کرد و گفت که بخش عمده منابع استفاده شده، مقالاتی بوده که از طریق اینترنت به دست آمده است و دسترسی به منابع غنیتر میتوانست خروجی کار را تقویت کند.

هدایتی: وضعیت «نه جنگ، نه صلح» ریشه مشکلات است؛ باید هیمنه غرب را شکست
پس از سخنان نویسنده، دکتر امیرحسین هدایتی، دیگر سخنران نشست، ضمن تقدیر از کتاب، بحث را به سطح کلان راهبردی منتقل کرد و به نقد جدی وضعیت «نه جنگ، نه صلح» پرداخت. وی این وضعیت را عامل اصلی تحمیل هزینهها و شهادتها به کشور دانست و رویکرد تدافعی و مبتنی بر تحلیل هزینه-فایده را ناکافی خواند.
دکتر هدایتی با اشاره مستقیم به تحلیل ارائه شده در بخش اول نشست، رویکرد محاسبه تلفات دشمن را خطرناک توصیف کرد و گفت: «اینکه ما بیاییم بگوییم ما یک ارتشی داریم، خب او دههزار تا از ما کشته میگیرد و ما حتماً باید آن پانصد تا را [از آنها] بگیریم، این نگاه خطرناکتر از نگاه قبل است.»
او راه حل بنیادین را نه در بازدارندگی صرف، بلکه در شکستن «ابهت و هیمنه غرب» در ذهن جامعه و به خصوص جوانان دانست. به عقیده وی، تا زمانی که غرب به عنوان یک قدرت شکستناپذیر و الگو در اذهان وجود دارد، بستر نفوذ و تأثیرگذاری آن نیز فراهم خواهد بود. راهکار پیشنهادی او، اقدامی فعال و تهاجمی بود: «اگر میخواهی غربزدهها فعال نباشند، اگر میخواهی کاری نکنند، غرب را خرد کن… دشمن ما همین که دارد تهدید میکند، شما به تجارتش در خلیج فارس حمله کن، کشتیاش را بگیر… دو بار این کار را بکن، همه آن هیمنه میشکند.»
وی در پایان با فراخواندن موسسات فکری و پژوهشی همچون مؤسسه شناخت، تأکید کرد که باید «ریشه نگاه تحلیلی انقلابی را تغییر دهند» و از موضع دفاعی به موضعی مبتنی بر کنش فعال و تهاجمی حرکت کنند تا راهکارهای ارائه شده در آثاری همچون کتاب آقای سالاروند، در عمل به نتیجه برسد و صرفاً بر روی کاغذ باقی نماند. این نشست با امضای یادبود کتاب توسط اساتید به پایان رسید.
