در واقع شاید «سینما» را بتوان تنها هنری دانست که در اواخر قرن سیزدهم هجری از آن سوی مرزها وارد ایران شد و بعضاً در نزد عامه به لحاظ محبوبیت از سایر هنرها پیشی گرفت؛ اما در آن سالها هیچگاه در خدمت فرهنگ و هویت ایرانی و بسط ارزشهای اسلامی قرار نگرفت اما چگونگی ورود این هنر و تکنیک به ایران و پاگیری و توسعه آن و همچنین مسائل متن و حاشیهای پیرامونش و سیری که در این کشور طی کرد حکایات و روایات و مستندات عجیب و غریب و بعضاً تکان دهندهای دارد که تقریباً میتوان گفت تاکنون در هیچ تاریخ و تاریخچه و سرگذشت و نوشته و حکایتی گفته و ثبت نشده است.
روایات و اسنادی که مانند خود پدیده «سینما»، اسباب حیرت و شگفتی به نظر میآید؛ اما حکایت ورود سینما به این آب و خاک نیز ماجرایی شبیه به دیگر پدیدههای مدرن وارداتی دارد و مقاصد و اهدافی در ورای آن پنهان مانده که میتوان با مرور اجمالی این ماجراها بر اساس مدارک و اسناد تاریخی به بخشی از آن دست یافت.
کتاب جریان شناسی سینمای ایران صفحه ۱۰۱
مطالعه کامل در کتاب «جریان شناسی سینمای ایران» به قلم دکتر رفیعالدین اسماعیلی
