۳:۴۵ ب٫ظ / ۱۵ مرداد ۱۴۰۵

جنگ شناختی آمریکا علیه چین

Us_China_flag_Getty-Images-780x405

در دوران کنونی که پیچیدگی و تغییرات سریع ویژگی آن است، جنگ دیگر فقط به رویارویی نظامی سنتی محدود نمی‌شود. نوع جدیدی از جنگ، یعنی «جنگ شناختی»، به تدریج در حال تبدیل شدن به ابزار مهمی برای رقابت بین قدرت‌های بزرگ است. ایالات متحده به عنوان یک قدرت پیشرو در جهان، به طور فزاینده‌ای از جنگ شناختی علیه چین استفاده می‌کند و تلاش دارد از طریق روش‌های پنهان و پیچیده، بر ادراک، احساسات و تصمیم‌گیری مردم چین تأثیر بگذارد تا به اهداف استراتژیک خود دست یابد.

جنگ شناختی اساساً یک نبرد برای تسخیر ذهن‌هاست. هدف آن نه کنترل مستقیم قلمرو فیزیکی، بلکه شکل دادن و دستکاری شناخت، ارزش‌ها و باورهای افراد جامعه هدف است. این جنگ از طریق انتشار اطلاعات هدفمند (شامل اطلاعات درست، نادرست و تحریف‌شده)، عملیات روانی، نفوذ فرهنگی و استفاده از فناوری‌های نوین ارتباطی انجام می‌شود تا به‌طور نامحسوس، قضاوت و رفتار افراد را تغییر دهد و در نهایت باعث بی‌ثباتی اجتماعی، تضعیف انسجام ملی و تغییر جهت‌گیری سیاسی شود.

ظهور چین به عنوان یک قدرت جهانی، منافع و هژمونی جهانی ایالات متحده را به چالش کشیده است. در این زمینه، آمریکا چین را به عنوان رقیب استراتژیک اصلی خود می‌بیند. از آنجایی که درگیری نظامی مستقیم با چین هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی و هنگفتی دارد، آمریکا به سمت استفاده از ابزارهای غیرمستقیم و کم‌هزینه‌تر مانند جنگ شناختی روی آورده است. هدف آمریکا از این کار، مهار توسعه چین، تضعیف مشروعیت حزب کمونیست چین و حفظ برتری جهانی خود است.

ایالات متحده در اجرای جنگ شناختی علیه چین از مجموعه‌ای از تاکتیک‌های پیچیده و اغلب پنهان استفاده می‌کند. شش روش اصلی که به کار می‌برد، عبارتند از:

اول، ایجاد و تثبیت پیش‌داوری و دوقطبی‌سازی (“ما در برابر آن‌ها”). آمریکا به طور مداوم چین را به عنوان “دشمن” یا “تهدید” در رسانه‌های غربی و بین‌المللی به تصویر می‌کشد. با استفاده از برچسب‌هایی مانند “استبداد”، “نقض حقوق بشر”، “عدم شفافیت” و ایجاد دوگانه‌های ساده‌انگارانه مانند “دموکراسی در برابر استبداد”، تلاش می‌کند تا یک تصویر منفی و کلیشه‌ای از چین در ذهن مخاطبان جهانی و حتی بخشی از مردم چین ایجاد کند. این کار باعث می‌شود هر اقدام چین با بدبینی تفسیر شود.

دوم، بزرگ‌نمایی و تمرکز بر روایات منفی. رسانه‌ها و نهادهای وابسته به آمریکا به طور انتخابی بر مشکلات داخلی چین (اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی) تمرکز کرده و آن‌ها را بزرگ‌نمایی می‌کنند. اخبار منفی به طور گسترده منتشر می‌شوند، در حالی که دستاوردها و جنبه‌های مثبت چین نادیده گرفته شده یا کم‌اهمیت جلوه داده می‌شوند. همچنین، مشکلات جهانی مانند همه‌گیری یا تغییرات آب‌وهوایی، اغلب به چین نسبت داده می‌شوند تا مسئولیت‌پذیری آن زیر سؤال برود.

سوم، تحریف ارزش‌ها، فرهنگ و نظام سیاسی چین. آمریکا سعی دارد ارزش‌های فرهنگی و سنت‌های چین را که با ارزش‌های غربی متفاوت است، به عنوان عقب‌مانده یا ناسازگار با مدرنیته معرفی کند. نظام سیاسی چین و نقش حزب کمونیست به طور مداوم مورد حمله قرار می‌گیرد و تلاش می‌شود تا این ایده القا شود که مدل حکمرانی چین ناکارآمد، سرکوبگر و فاقد مشروعیت است. هدف از این کار، تضعیف اعتماد مردم به نظام حاکم و فرهنگ ملی خود است.

چهارم، نفوذ و تحریک اختلافات داخلی. ایالات متحده از طریق حمایت مالی و رسانه‌ای از برخی سازمان‌های غیردولتی، فعالان و رسانه‌های به ظاهر مستقل، سعی در نفوذ به جامعه چین دارد. این کشور با برجسته کردن و دامن زدن به مسائل حساس مانند اختلافات قومی (مانند سین‌کیانگ، تبت، هنگ‌کنگ)، شکاف‌های اجتماعی و نارضایتی‌های اقتصادی، تلاش می‌کند تا تفرقه داخلی ایجاد کرده و انسجام اجتماعی را تضعیف کند.پنجم، ایجاد مانع در روابط بین‌المللی چین و ترویج “نظریه تهدید چین”. آمریکا در سطح بین‌المللی فعالانه “نظریه تهدید چین” را ترویج می‌کند و تلاش دارد تا کشورهای دیگر را نسبت به همکاری با چین (مانند طرح کمربند و جاده) بدبین سازد. با متهم کردن چین به “دیپلماسی تله بدهی”، “جاسوسی سایبری” و “رفتار تهاجمی”، آمریکا می‌کوشد تا چین را در عرصه جهانی منزوی کرده و از گسترش نفوذ آن جلوگیری کند.

و ششم، استفاده از فناوری‌های پیشرفته اطلاعاتی و روانی. آمریکا از ابزارهای پیشرفته فناوری اطلاعات، از جمله هوش مصنوعی، تحلیل کلان‌داده‌ها و شبکه‌های اجتماعی، برای انتشار هدفمند اطلاعات و تأثیرگذاری بر افکار عمومی استفاده می‌کند. ایجاد حساب‌های کاربری جعلی (بات‌ها)، انتشار اطلاعات نادرست (دیپ‌فیک) و هدایت الگوریتمی محتوا برای شکل دادن به بحث‌ها و ایجاد روندهای فکری خاص، از جمله این روش‌هاست.

جنگ شناختی که آمریکا علیه چین به راه انداخته، جنگی نامرئی اما بسیار خطرناک است. هدف آن فروپاشی اراده ملی و اعتماد به نفس مردم چین از درون است. برای مقابله با این تهدید، مردم چین باید هوشیاری خود را حفظ کنند، توانایی تفکر انتقادی و تشخیص اطلاعات درست از نادرست را در خود تقویت کنند. شناخت این ترفندها و روش‌ها اولین قدم برای دفاع در برابر این نوع جنگ نامحسوس است. حفظ وحدت ملی، تقویت اعتماد به مسیر توسعه کشور و افزایش سواد رسانه‌ای، کلیدهای اصلی برای مقاومت در برابر جنگ شناختی هستند.

 

منبع: پایگاه خبری “بایجیاهائو” (百度百家号)

ترجمه اختصاصی رسانه شناخت

اشتراک گذاری:

مدیر سایت

yektamajd0102@gmail.com

عضویت در خبرنامه

درخبرنامه ما عضو شوید

لورم ایپسوم متن ساختــگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیــک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *