استفاده از فضای مجازی ابزاری است برای ورود به جنگ نرم؛ زیرا نظام سلطه برای تحمیل اراده خود به جای استفاده از ابزارهای سخت افزارانه، جنگ نرم را با ایفای نقش ماهواره و اینترنت برای اشغال کشورها در دستور کار قرار داده است، به نحوی که ناکامی آمریکا در جنگ سخت و پرهزینه بودن آن، سبب تغییر رویکرد گردیده است.
فضای سایبر یا فضای مجازی به عنوان کلید محیط الکترونیکی است که ارتباط افراد انسانی را با تکیه بر ابزارهای خاص الکترونیکی مخابراتی به صورت آسان و سریع برقرار میسازد. این محیط با کارویژههای معین خویش، بستر مناسبی را برای پیگیری و تبیین آنچه امروز به جنگ نرم مشهور است ایجاد مینماید. توانایی فضای سایبر در کنترل و هدایت منازعات نرم باعث شده است، کشورهای سلطهگر حسابی ویژه را برای نقش آفرینی این براندازی (داخلی) در محیط مجازی در نظر بگیرند. به گونهای که امروز عمدهترین ابزار هدایت جنگ نرم، همان فضای مجازی است.
فضای سایبر، دارای شاخصهها و ویژگیهایی است که آن را از سایر رسانهها جدا نموده و به عنوان محور اصلی جنگ نرم قرار داده است؛ که به مهمترین آنها اشاره میکنیم:
- جهانی و فرامرزی بودن: ویژگی منحصر به فردی که فضای سایبر را از دیگر رسانهها جدا میسازد، همین بُرد جهانی است. این جهانی بودن با ارسال گستردهی امواج ماهوارهای از یک نقطهی خاص به سراسر جهان متفاوت است. علاوه بر محدودیتهای خاص امواج ماهوارهای در مناطق مختلف و مشکلات فنی و محیطی آن، برنامههای ماهوارهای در یک نقطهی مخصوص تولید و سپس انتشار مییابند. در حالی که در محیط مجازی اینترنت، امکان تولید جهانی فراهم است.
- ویژگی فوق تصور دیگر در فضای مجازی: امکان ارتباط دو طرفه به صورت سهل و آسان است. به عبارتی در این محیط امکانهای خاصی ارتباط سریع و آسان کاربران، سرورها و مدریت کنندگان را امکان پذیر میسازد. این ویژگی نیز در انواع دیگر رسانهها با محدودیتها و مشکلات خاصی رو به روست.
- جذایت و تنوع، ویژگی دیگر فضای مجازی است: ضمن این که امکان بهره برداری از همهی جذابیتهای خاص رسانهای مانند: فیلم، عکس و … همان طور که ذکر شد مشتری مداری محض در تنوع و جذابیت این محیط تأثیر به سزایی دارد. شاخصههای دیگری نیز این محیط را برای بهرهگیری در عرصهی جنگ نرم مهیا مینماید.
- مخاطب خاص و تاثیر گذار: همین مسأله باعث شده که اینترنت و فضای مجازی نوعی مرجعیت فکری ـ سیاسی را برای کاربران خود ایجاد نماید. گرچه میتوان ادعا کرد این امر در جوامعی با فراگیری کاربران، موضوعیت خود را تا حدودی از دست داده است. اما حداقل در ایران هم چنان به عنوان یک نقش برای فعالین این عرصه تعریف میشود.
- مسألهی دیگر امکان عبور و عدم تقید به بخش مهمی از قوانین و محدودیت های رایج در سایر رسانهها است: این امر به ویژه در محیطهای غیررسمی بیشتر رایج است. به عنوان مثال وبلاگها با گستردگی میلیونی خود توانستهاند مخاطبانی فراگیر جذب کنند که به طور معمول مقید به قوانین خاصی نیستند و چه بسا وبلاگی با مخاطبانی به مراتب بیشتر از یک وب سایت و خبرگزاری رسمی، با دستی باز همهی خطوط قرمز یک جامعه را زیر پا بگذارد و بتواند از سد فیلترینگ و محدودیتهای فنی هم رها شود. یا میتوان به کامنتها و نظرهای کاربران به عنوان یک بخش جذاب اشاره کرد؛ که میتواند از قواعد و رویههای موجود استثنا شود. همهی این ویژگیها، امکان بهره بردای از فضای رسانهای در عرصهی جنگ نرم را آسان میکند.
از آنجا که اقناع مخاطب و موج سواری براساس خواستهای افکار عمومی، در میان جوامع متعارض، مهمترین شیوهی پیشبرد جنگهای نرم است. شاخصههای ذکر شده در فضای سایبر، بسترها و ظرفیتهای لازم را برای بهره برداری از این محیط در راستای هدف فراهم میسازد. جنگ نرم به دلیل ماهیت خود و عدم نیاز به ابزارهای فیزیکی به دنبال آن است که در مسافتهای دورتری از مراکز طراحی کننده به اجرا درآید. جهانی و فرامرزی بودن فضای سایبر امکانهای مورد نیاز را به آسانی در اختیار طراحان جنگ نرم قرار میدهد و با فراهم شدن بسترهای فکری ـ فرهنگی اهداف مدنظر، از سوی جریانهای درون جامعهی هدف دنبال میشود. میسر بودن ارتباط دو طرفه نیز ابزارهای عملیاتی را در خدمت طراحان و رهبران مراکز مورد نظر در میآورد و در موقعیتهای حساس که امکان حضور و هدایت مستقیم میدانی حوادث از براندازان سلب میشود؛ عناصر حاضر در صحنه نقش رسانهای عملیات را بازی میکنند. «ما همه رسانهایم، شعاری است که دقیقاً برگرفته از این الگو در حوادث اخیر مدام طرح میشد.» از سوی دیگر، جنگ نرم به عناصر و سربازان میدانی نیاز دارد که از جنس مخاطبان جامعهی هدف باشند. این عناصر باید برای خود یک هویت خاص قایل باشند تا بتوانند هدایت روند درگیری را برعهده گیرند و در شرایط کنونی امکان دسترسی به فضای مجازی به دلیل در اختیار گذاشتن لحظهای حجم وسیعی از اخبار، اطلاعات و تسهیل ارتباط چنین هویت کاذبی را به راحتی در میان بخشی از صحنه گردانان حوادث ایجاد مینماید.
مباحث مورد نظر نشان دهندهی ظرفیت بسیار بالا و استثنایی فضای مجازی برای هدایت جنگ نرم است. به ویژه نبود بسیاری از قیود و محدودیتها که برای سایر اقسام رسانهای وجود دارد در محیط مجازی، گسترهی فعالیت در این فضا را برای اهداف و انگیزههای امنیتی و سیاسی افزایش میدهد. این مجموعه شرایط است که امروزه هوس بهرهگیری از این فضا را برای غلبه بر دیگر ملتها در میان مراکز قدرت جهانی ایجاد مینماید. حوادث چند ماه اخیر ایران را باید یک میدان آزمون برای کاربرد فضای مجازی در عملیات روانی و جنگ نرم دانست.
بدون تردید اکنون بخش عمدهای از منازعات بین نظام اسلامی و جهان سلطه ودنبالههای داخلی آنها در عرصه مجازی در حال وقوع است. چالشی که تدبیر و هدایت آن میتواند به یک فرصت برای غلبه گفتمان انقلاب اسلامی بدل شود. سهم فضای مجازی از بودجههای میلیاردی که کنگره امریکا برای مقابله با جمهوری اسلامی تصویب میکند بیانگر اهمیت جایگاه این عرصه در تقابل امنیتی – سیاسی دو نظام است. گر چه اغلب تحلیلگران براین باورند که آنچه تحت عنوان بودجه امریکا برای مقابله با نظام اسلامی در رسانهها طرح میشود فقط درصدی از این بودجه است و میزان واقعی بودجههای مصوب علیه نظام اسلامی بسیار بیشتر از این مقادیر است، با این وجود همین سهم رسانهای شده این بودجهها نیز قابل توجه است. فقط در یک مورد از بودجه ۵۵ میلیون دلاری مصوب ۲۰۱۰، ۱۵ میلیون دلار اختصاص به فضای مجازی دارد. در کنار این، باید بودجههایی را که به صورت غیرمستقیم از طریق بنیادهای متعدد صرف فعالیت در این عرصه میشود نام برد که مقدار آنها به مراتب بالاتر از این بودجه رسمی است. این مصوبات و تلاش دهها بنیاد استراتژیک برای سمت و سو دادن به این فعالیتها، با پشتوانههای مقامات عالی رتبه امریکایی و صهیونیستی، انگیزه مضاعف مییابد، به گونهای که نخستوزیر رژیم صهیونیستی به صراحت از امریکا میخواهد از توان تکنولوژی مجازی خود برای مهار جمهوری اسلامی حداکثر استفاده را بنماید. البته طی این مسیر و آزمون و خطای مجدد در این زمینه از جانب دشمن امری طبیعی است چرا که دشمن با آزمایش همه شیوههای مقابله با جمهوری اسلامی و مشاهده ناکارآمدی آنها، اکنون علناً جنگ نرم و کودتای مخملین را در دستور کار دارد. فضای مجازی تنها روزنه امید برای دشمن است تا ضربه نهایی را بزند.
