امیر بیگ محمدی، مدیر آژانس ادبی تماس با حضور در برنامه «گفتگوی فرهنگی» با موضوع آیا ادبیات ایران قابلیت جهانیشدن دارد بیان داشت: به دلیل عدم مطالعه و عدم پژوهش مناسب و عدم بكار گیری فضاهای علمی و دانشگاهی برای پیداكردن نواقص این چرخه و حضور در ساحت بینالملل، دولت نگاه بینالمللی به ادبیات ندارد.
نكته مهم این است كه مسئله بینالمللی برای مجموعه نهادهای فرهنگی مسئله اول نیست و وقتی نگاه و مسئله بینالمللی نباشد در رویكردها حمایتها و سیاستها و هدایتها تأثیرگذار است.
متأسفانه امروزه برخی از مسئولین دولت شناخت درستی از فضای فرهنگی ندارند، وقتی معیارهای فرهنگی كیلویی و متری باشد عواقب این چنینی خواهد داشت.
برخی از مدیران فرهنگی دانش مناسب این كار را نداشته و كسب نكردهاند؛ اگر عامل انسانی فهیم، كاردان و باتجربه هدایت مجموعه را برعهده بگیرد از هزینهها كم و بر نتایج افزوده و همگرایی ایجاد میشود.
برای اینكه نگاه و مسئله بینالمللی باشد چاره نداریم جز اینكه مدیران كاردان داشته باشیم و تا زمانی كه حكمرانی بهصورت عقلانی این مسیر را ترسیم نكند ما بهعنوان بازیگران از نویسنده و ناشر گرفته تا مؤلف و…. كاری از دستش برنمیآید.
از دل جلسات مشورتی دورهمی نهادی سیاست درست در نمیآید و وقتی مباحث در نهادهای علمی بررسی نشود و اساتید علوم ارتباطات و اساتید دیپلماسی فرهنگی در مورد چالشهای موضوع صحبت نكنند و راهكار علمی بیرون نیاید سیاستگذار فرهنگی نمیتواند كاری انجام دهد و وظیفه دولت است كه با مسئله علمی برخورد كنند.
وقتی در حكمرانی فرهنگی كشور، فهم مناسبی از آژانس ادبی وجود ندارد سیاستگذاریها سیاستگذاری غلط میشود.
احمد ذوعلم، مدیر آژانس ادبی دایره مینا با حضور در برنامه «گفتگوی فرهنگی» با موضوع آیا ادبیات ایران قابلیت جهانیشدن دارد بیان داشت: سیاستگذاری فرهنگی كشور انسجام و هدفگذاری ندارد چرا كه فهم درستی از فضای فرهنگی كشور وجود ندارد.
تا زمانی كه درك جامعی از فضای فرهنگ و هنر بهصورت عام فضای كتاب و ادبیات در داخل و خارج از كشور و ارتباط درست بین اینها ایجاد نشود سیاستگذاری درستی انجام نمیشود.
علاوه بر اینكه در حوزه فرهنگ سیاستگذاری منسجم وجود ندارد؛ بلكه هدف مشخصی نیز وجود ندارد، اكنون در حوزه بینالمللی هیچ هدفی در حوزه كتاب وجود ندارد.
ادبیات ما ظرفیت جهانیشدن دارد، تا وقتی هدفی وجود نداشته باشد نمیتوان انتظاری برای جهانیشدن ادبیات داشت.
كشورهای كوچك روی ادبیات خودكار میكنند تا بهعنوان یك كالا و محصول بتوانند بفروشند؛ ولی متأسفانه در ایران حمایتی برای اینكه برای ادبیات ایران ظرفیت ایجاد شود، نمیشود.
تمام حمایتی كه برای صادرات و بازاریابی كتاب ایرانی اتفاق میافتد این است كه دولت بخشی از هزینههای آژانس برای شركت در برخی مراسم و رویدادها را میدهد.
دولت بهعنوان رگلاتور و تنظیمگر باید بازیگران یك عرصه را درست تنظیم كند تا بتوانند با یكدیگر گفتگو كنند.
مسئلهای كه نشر ما در داخل و خارج وجود دارد این است كه ما به فرایندهایی كه منجر به نتیجه میشود كاری نداریم و متأسفانه در حوزه نشر پروانههای زیادی صادر شده است كه چالشهایی ایجاد كرده و برای بهبود فضای نشر سیاستگذاران میتوانند با شناخت از ظرفیت نشر به سمتی بروند كه استانداردهای نشر سخت شود.
متأسفانه دادههایی كه در كشور وجود دارد دادههای درستی نیست و بهترین ناشران دركی از فضای بینالملل ندارند.
آژانسهای ادبی بهعنوان حلقه واسط كه برخی از بازارها را میشناسد متأسفانه سهمی در مشورتگرفتن نداشتهاند.
