۴:۵۵ ب٫ظ / ۱۵ مرداد ۱۴۰۵

پیمانکاران بومی، سلاح تازه موساد علیه تهران

n00500839-b

اختصاصی رسانه شناخت

پایگاه خبری پروپابلیکا در گزارشی با عنوان «Israel Secretly Recruited Iranian Dissidents to Attack Iran From Within» می‌نویسد: «موساد سال‌هاست نقشه‌ای را دنبال می‌کند تا از میان خود ایرانی‌ها یا اتباع کشورهای هم‌مرز نیرو جذب کند و از قلب ایران به ایران حمله کند.» این گزارش که بر اساس مصاحبه با بیش از دو‌در‌جین مقام اطلاعاتی اسرائیلی و دسترسی به اسناد داخلی تهیه شده، عملیاتی را روایت می‌کند که در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ اجرا شد؛ عملیاتی که به تعبیر نویسنده «هم اوج بلوغ این استراتژی و هم هشدار آشکار به ایران» بود.

در این روز، بین شصت‌وهفت تا هفتاد عامل بومی، بیشتر ایرانی یا از اقوام و ملیت‌های همسایه، با هدایت مستقیم موساد و حمایت لجستیکی ارتش اسرائیل وارد عمل شدند. «مرحله نخست» با حملات مسلحانه به تأسیسات پدافند هوایی و پایگاه‌های پرتاب موشک آغاز شد؛ حملاتی که سامانه‌های دفاعی را از کار انداخت و آسمان را برای عبور امن جنگنده‌ها باز گذاشت. «مرحله دوم» ورود موج‌وار جنگنده‌ها و پهپادهای تهاجمی اسرائیلی بود که اهداف از پیش نشان‌گذاری‌شده را منهدم کردند. اما شاید مهم‌ترین بخش ماجرا «مرحله نهایی» بود: یک عملیات فریب سایبری که با ارسال پیام‌های جعلی، فرماندهان ارشد نیروهای مسلح را به جلسه‌ای اضطراری کشاند. محل جلسه بلافاصله با بمباران هوایی هدف قرار گرفت و سه رئیس ستاد نیروهای مسلح به همراه هفده نفر از همراهانشان کشته شدند.

مقاماتی که با پروپابلیکا گفت‌وگو کرده‌اند، اذعان کرده‌اند که تغییر راهبرد موساد از حدود پانزده سال پیش آغاز شد. «در گذشته» مأموران عملیاتی اسرائیل با پاسپورت جعلی به ایران نفوذ می‌کردند و مستقیم عملیات انجام می‌دادند، اما هزینه‌های بالا، خطر شناسایی و بحران‌های دیپلماتیک باعث شد این شیوه کنار گذاشته شود. به جای آن، آن‌ها «پیمانکاران بومی» را به کار گرفتند؛ افرادی که به دلیل چهره، زبان، لهجه و روابط‌شان در بافت محلی می‌توانند از لایه‌های امنیتی عبور کنند. پروپابلیکا می‌نویسد: «این روش سه مزیت کلیدی دارد: عبور آسان‌تر از فیلترهای امنیتی، کاهش ریسک برای مأموران رسمی، و امکان تخریب سرمایه اجتماعی کشور هدف.»

گزارش تأکید می‌کند که جذب نیروهای بومی با سه انگیزه اصلی انجام می‌شود: «یکی اقتصادی» مثل پرداخت پول یا فراهم کردن شغل و سرمایه در خارج، «یکی اجتماعی یا خانوادگی» مثل تأمین درمان فوری برای بستگان یا صدور ویزای تحصیلی، و «یکی روانی و سیاسی» که با تحریک نارضایتی‌های شخصی، قومی یا ایدئولوژیک کار می‌کند. موساد با استفاده از داده‌کاوی و تحلیل دقیق پروفایل افراد، دقیقاً روی نقاط ضعف هر هدف دست می‌گذارد. به قول یکی از منابع اسرائیلی، «ما حتی لازم نیست به آن‌ها دروغ بگوییم؛ کافی است شرایط‌شان را استفاده کنیم.»

از منظر شناختی، پروپابلیکا هشدار می‌دهد که این مدل نه‌تنها برای انهدام زیرساخت‌ها بلکه برای «خوردن بافت اعتماد اجتماعی» طراحی شده است. وقتی یک چهره آشنا یا هم‌زبان، عامل خرابکاری معرفی شود، اعتماد عمومی فرو می‌ریزد. این فروپاشی اعتماد، مردم را به یکدیگر بدبین می‌کند و همان‌طور که گزارش می‌گوید، «کشوری که خود را نمی‌تواند به خودش بسپارد، شکست‌خورده است پیش از آنکه حتی گلوله‌ای شلیک شود.»

پیام این افشاگری برای ایران فوری و صریح است: امنیت تنها مسئولیت نیروهای نظامی و اطلاعاتی نیست، بلکه از خانه، مدرسه، مسجد تا شبکه‌های اجتماعی، همه باید «سنگر هوشیاری» باشند. دشمن نشان داده است که با «صبر، پول و فریب» می‌تواند سال‌ها روی یک هدف کار کند تا روزی که زنجیره امنیت شکسته شود. به همین دلیل ترمیم شکاف‌های اقتصادی و اجتماعی، مقابله فعال رسانه‌ای با روایت دشمن، و آموزش عمومی برای شناسایی و ممانعت از نفوذ، بخشی از امنیت ملی است، نه سیاست‌های جداگانه. همان‌طور که نویسنده گزارش به نقل از یک مقام سابق موساد می‌گوید: «شما نمی‌توانید از کشورتان تنها با تانک دفاع کنید، باید از ذهن مردم‌تان هم محافظت کنید.»
«سال‌ها پیش، در اتاقی بی‌پنجره در مقر موساد، جمله‌ای گفته شد که بعدها به خنجری در قلب ایران تبدیل شد: “باید از خودشان علیه خودشان استفاده کنیم.” پانزده سال بعد، در ژوئن ۲۰۲۵، نتیجه آن جمله در خون و آتش دیده شد.

ماه‌ها پیش از روز عملیات، مأموران موساد «خائنان» را شناسایی کرده بودند؛ افرادی که چشمانشان با دلار کثیف برق زده بود. نه آرمان، نه فشار خانوادگی، فقط قیمت داشتند و حاضر بودند وطن را به چند اسکناس بفروشند. آموزش‌ها مخفیانه، تماس‌ها رمزگذاری‌شده، و نقشه‌ها گام‌به‌گام منتقل شد تا روزی که نوبت خیانت فرا برسد.

بامداد ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، پیام‌های کوتاه و رمزدار به گوشی خائنان رسید: «زمان آن رسیده.» در چند نقطه کشور، این مهره‌های اجاره‌ای به نقاط حساس حمله کردند؛ پدافند هوایی خاموش شد، پرتابگرها منهدم شد. آسمان که امن گشت، جنگنده‌ها و پهپادهای ارتش اسرائیل وارد شدند و اهداف از پیش نشان‌گذاری‌شده را کوبیدند.

اما قلب عملیات هنوز باقی مانده بود. با یک عملیات فریب سایبری، فرماندهان ارشد نیروهای مسلح پیامی اضطراری دریافت کردند و به جلسه فوق‌العاده در خیابان پیروزی رفتند. آن‌ها نمی‌دانستند که جلسه، تله‌ای مرگبار است. چند دقیقه بعد، بمب‌ها سقف را شکافتند و سه رئیس ستاد نیروهای مسلح همراه هفده تن از همراهان‌شان به شهادت رسیدند.

این عملیات برای دشمن، یک پیروزی کامل بود، اما ضربه اصلی در جایی دیگر زده شد؛ در ذهن مردم. همان شب تصاویر خائنان پخش شد تا همسایه به همسایه بدبین شود و اعتماد، بزرگ‌ترین سرمایه اجتماعی ایران، شکاف بردارد.

پیام روشن است: این جنگ فقط با موشک و پهپاد پیش نمی‌رود، بلکه با فروش وجدان و وطن توسط عده‌ای مزدور ادامه پیدا می‌کند. دشمن فهمیده برای تسخیر آسمان ایران، باید زمین اعتماد بین مردم را ویران کند. و اگر هوشیار نباشیم، خیانت بعدی فقط مسئله زمان است.»

اشتراک گذاری:

مدیر سایت

yektamajd0102@gmail.com

عضویت در خبرنامه

درخبرنامه ما عضو شوید

لورم ایپسوم متن ساختــگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیــک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *