گزارش تفصیلی نشست «جنگ شناختی، علم پیروزی در نبرد ذهن جمعی»
با ارائه ابراهیم آهویی محسنی
اختصاصی رسانه شناخت: نشست تخصصی «جنگ شناختی؛ علم پیروزی در نبرد ذهن جمعی» روز ۲۶ بهمنماه به همت مؤسسه شناخت و با حضور جمعی از اساتید و پژوهشگران برگزار شد. در این برنامه، دکتر ابراهیم محسنی آهویی، دکتری مطالعات ارتباطات و رسانههای نوین از دانشگاه وین، محقق ارشد کرسی یونسکو در فرهنگ و ارتباطات و پژوهشگر حوزه داده و شناخت، به تبیین تحولات بنیادین در علوم شناختی و پیامدهای گذار از جهان اطلاعات به جهان داده پرداخت.
عبور از ادبیات کهنه «جهان قدیم»
دکتر محسنی آهویی در ابتدای سخنان خود با انتقاد از چارچوبهای نظری رایج در حوزه جنگ شناختی، تصریح کرد:
«من وقتی ادبیات حوزه علوم شناختی و جنگ شناختی را مشخصاً مرور میکنم، میبینم خیلی از اینها متأسفانه تاریخگذشته است و به یک معنایی مربوط به جهان قدیم است.»
وی با تأکید بر ضرورت بازنگری نظری، پیشنهاد داد برای مواجهه مؤثر با تهدیدات نوین، باید یک «پلتفرم یا ظرف منسجم» ذیل یک ستاد مرکزی شکل بگیرد تا اقدامات پژوهشی و میدانی بهصورت همافزا پیش برود.
انقلاب خاموش ۲۰۰۶ و تولد انسان ژنریک
محور اصلی سخنرانی به آنچه این استاد دانشگاه وین از آن با عنوان «انقلاب خاموش فناوری دیجیتال» یاد کرد، اختصاص داشت. وی در این باره گفت:
«در سال ۲۰۰۶ مشخصاً ما از اینترنت اطلاعات شیفت کردیم و به اینترنت داده منتقل شدیم… هدف اصلی این انتقال این بود که دیتا امکان متفاوتی برای مدیریت جهان میدهد که اطلاعات این امکان را نداشت.»
به گفته محسنی آهویی، پیامد این تحول، ظهور «انسان دیتافایتشده» (Datafied Human) یا «انسان ژنریک» است؛ انسانی که در نظامهای مدیریت کلان، ویژگیهای فردی، جنسیتی و فرهنگی او به حاشیه رانده شده و به یک واحد آماری و قابلپیشبینی تقلیل مییابد.
مغز، کامپیوتر نیست؛ فروپاشی یک افسانه علمی
این پژوهشگر ارشد کرسی یونسکو، تشبیه مغز انسان به کامپیوتر را یکی از خطاهای جدی معرفتی قرن بیستم دانست و تأکید کرد:
«امروز ما فهمیدیم همه آن دانشها افسانه بودند؛ مغز انسان مطلقاً شبیه به کامپیوتر نیست و هیچ نوع شباهتی بین فناوری دیجیتال و مغز انسان وجود ندارد.»
وی با اشاره به ساختار پیچیده مغز انسان (۸۶ میلیارد نورون و بیش از ۱۰۰ تریلیون سیناپس)، به معرفی مفاهیم «ذهن بدنمند» و «ذهن بسطیافته» پرداخت و توضیح داد که ذهن انسان محدود به مغز نیست، بلکه در بدن، محیط و حتی ابزارهای پیرامونی امتداد مییابد.
از نظرسنجی تا داده زنده؛ حکمرانی اجتماعی نوین
دکتر محسنی آهویی با نقد روشهای کلاسیک سنجش افکار عمومی، خاطرنشان کرد که میان نگرشهای اعلامی افراد و رفتار واقعی آنها رابطه مستقیمی وجود ندارد. وی تأکید کرد:
«آنچه امروز جامعه را توضیح میدهد، پرسشنامه نیست، بلکه دیتای زنده است.»
او با اشاره به تجربه برخی کشورهای اروپایی افزود:
«در اتریش بازار به صورت زنده پایش میشود… مثلاً افزایش مصرف کالایی مثل روژ لب به عنوان شاخصی برای فقر و کاهش قدرت خرید شناخته میشود؛ چرا که افراد به دلیل ناتوانی در خرید هدیههای گرانقیمت به سمت این کالاهای تشریفاتی ارزان میروند.»
رسانه، بحران و پدیده چانکینگ
این استاد مطالعات رسانه با رد نظریه «گلوله جادویی» گفت رسانهها در شرایط عادی توان تحمیل رفتار ندارند، اما در شرایط بحران جمعی وضعیت تغییر میکند:
«در موقعیتهای بحران جمعی، مغز دچار پدیدهای به نام چانکینگ میشود؛ یعنی تمام سیناپسها خاموش شده و فقط سیناپسهای مربوط به صیانت از نفس فعال میمانند. در این وضعیت، ذهن برای دریافت هر نوع اطلاعاتی از محیط تشنه است و اثرگذاری رسانه به اوج میرسد.»
حل مسئله، نه کشف حقیقت
در بخش پایانی نشست، محسنی آهویی در پاسخ به انتقادات نسبت به نگاه بیگدیتا به انسان تصریح کرد:
«اصل اساسی تحلیل دیتا رسیدن به حقیقت نیست؛ هدف حل مشکل اجتماعی است.»
و افزود:
«این رویکرد به انسان نگاهی حداقلی دارد تا بتواند بحرانها را مدیریت یا به تعویق بیندازد.»
وی در پایان، ایجاد زیرساخت ملی بیگدیتا و دسترسی به «دیتای خوب و سالم» را شرط پیروزی در نبردهای شناختی آینده دانست و تأکید کرد در جهان جدید، مالک دادهها، مالک جهتگیری ذهنهاست.
