خلاصه مدیریتی
اثر گذاریهای بالقوه و بالفعل هوش مصنوعی بر بخشهای مختلف جوامع آنچنان اهمیت پیدا کرده است که کشورهای مختلف در سرتاسر دنیا اقدام به تعیین اولویتهای راهبردی و اسناد ملی کردهاند.
در این راستا در کشور ما سند ملی هوش مصنوعی توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی تدوین و تصویب شده است و ساختار راهبری و اجرایی آن نیز ایجاد گردیده است که از جمله میتوان به شورای ملی راهبری هوش مصنوعی و سازمان ملی هوش مصنوعی اشاره کرد. در ادامه ضمن اشاره به برخی نکات پیرامون این سند به ارائه پیشنهاداتی برای بهبود اجرایی سازی سند و راهبری توسعه زیست بوم هوش مصنوعی در کشور پرداخته میشود.
- بر کسی پوشیده نیست که برای تدوین یک سند راهبردی واقع گرایانه که قابلیت اجرا و پایش داشته باشد، لازم است تصویری دقیق از وضعیت موجود عرضه شود و بر اساس آن چشم انداز اهداف و وضعیت مطلوب ترسیم شود. اما به نظر میرسد که در فرآیند تدوین سند ملی هوش مصنوعی خیلی به این مهم توجه نشده است و تناسبی میان چشم انداز اهداف کلان، شاخصهای ارزیابی و برنامهها با وضعیت موجود زیرساختها منابع مالی در دسترس، سرمایههای انسانی بازار برای محصولات و خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی و ظرفیت همکاریهای بخش خصوصی و دولت و همچنین همکاریهای بینالمللی در زمینه هوش مصنوعی وجود ندارد. لذا، اولویت بندی برنامهها و اهداف بر اساس توان و ظرفیتهای کشور برای اجرایی سازی سند اکیدا توصیه میشود.
- سند ملی هوش مصنوعی مانعیت را قربانی جامعیت کرده و همچون برخی دیگر از اسناد راهبردی و بالادستی حوزه علم و فناوری کشور (از جمله نقشه جامع علمی کشور) دست به انتخابهای سخت و راهبردی نزده و همه کارکردهای موجود در زیست بوم نوآوری و همه کاربردهای هوش مصنوعی در عرصههای مختلف را به عنوان اولویت ذکر کرده است. این در حالی است که کشور ما از یک سو با محدویتهای جدی در زمینه زیر ساختها منابع مالی و سرمایه گذاری، تحریمها و سنگ اندازیها مواجه است و از سوی دیگر فهرست بلندی از ابرچالشها و مسائل مختلف اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و امنیتی پیش رو دارد و به همین دلایل باید حتما گزینههای اولویتدار و راهبردی کشور در این زمینه به طور شفاف تعیین گردند. پیشنهاد میشود در تدوین نقشه راههای اجرایی سازی سند به این اولویت بندیهای کارکردی و کاربردی سازی توجه شود.
- موضوع مهم دیگر در رابطه با سند این است که این سند فاقد نگاشت نهادی دقیق است. به این معنا که اگر چه راهبردها و اقدامات ملی و همچنین زمینههای اولیتدار کاربرد هوش مصنوعی در سند بیان شدهاند اما مشخص نیست مخاطب این برنامهها و اولویتهای ملی چه بازیگران و دستگاههای دولتی هستند. اگر بخواهیم به دستگاههای مورد خطاب در سند اکتفا کنیم، این فهرست ناقص است زیرا از ذکر بازیگران کلیدی همچون سازمان برنامه و بودجه یا وزارت آموزش و پرورش در آن غفلت شده است. بعلاوه، توسعه و کاربست هوش مصنوعی بدون فعال و نوآور در تحقیق و توسعه اشاعه و تجاری سازی فناوریهای مشارکت بخش خصوصی مرتبط امری دشوار است. این در حالی است که بخش خصوصی در سند حاضر مخاطب قرار نگرفته است و دایره تنگ بازیگران به تعدادی دستگاه دولتی و وزارتخانه محدود شده است. توصیه میشود از حضور همه بازیگران بویژه بخش خصوصی در ترسیم نقشه راهها و برنامههای عملیاتی بهره برداری شود و از طریق اعطای نقش به همه بازیگران انگیزه لازم برای همراهی و هم افزایی در آنها ایجاد شود.
- مسئله مهم دیگر در زمینه زیست بوم هوش مصنوعی کشور تداخل وظایف و هم شکلی نهادی است. اگرچه سازمان ملی هوش مصنوعی با هدف ساماندهی و توسعه زیست بوم هوش مصنوعی کشور و با مصوبه شواری عالی انقلاب فرهنگی ایجاد گردیده است، اما اساسنامه و شرح وظایف دقیق این سازمان در دست نیست. همین امر میتواند زمینه ساز تداخل وظایف موازی کاریها و دوباره کاریهایی بین این سازمان با بازیگران دیگری از جمله وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات شورای عالی فضای مجازی و…. شود. بنابراین تدوین و ابلاغ اساسنامه سازمان و ارائه نگاشت نهادی دقیق و شفاف در زیست بوم هوش مصنوعی کشور از جمله پیشنهادات سیاستی این گزارش است.
- عمده هدفگذاریهای کمی صورت گرفته در سند، غیر واقع بینانه و دست نیافتنی هستند. برای مثال، دستیابی به زیر ساختهای پردازشی با ظرفیتهایی در مقیاس اگزافلاپس نیازمند چند ده هزار GPU است که تهیه آنها اگر به دلیل تحریمها هم غیر ممکن نباشد، از نظر تامین منابع مالی با موانع جدی روبرو است. شاخص دیگر دستیابی به ۳ سکوی ایرانی بهرهمند از هوش مصنوعی با بیش از ۲۰۰ میلیون کاربر است که به نظر میرسد در بازه زمانی ۵ ساله دست نیافتنی است. ضعف دیگر شاخصهای کمی سند این است که تناسبی میان هدفهای کلان (مثلا رسوخ هوش مصنوعی در حوزههای مختلف اقتصادی) با شاخصها (تعداد ثبت اختراعات و تعداد محصولات دانش بنیان مبتنی بر هوش مصنوعی) وجود ندارد. پیشنهاد می شود در هدفگذاری های کمی سند بازنگری صورت گیرد و اهداف در بازه های زمانی مشخص و بر اساس میران پیشرفت برنامه های بروزرسانی شوند.
- در تعیین طرحهای اولویتدار هوش مصنوعی جای توجه به چند نکته خالی است: اول، اولویتها همه در مرحله کاربرد است و در مورد اولویتهای پژوهشی که میتواند ضامن مزیت رقابتی پایدار کشور در آینده این حوزه باشد حرفی زده نشده است؛ دوم در تعیین اولویتها رویکرد ماموریتگرایی و مسئله محوری حاکم نیست و به فهرستی از طرحها اشاره شده که بعضا نیاز اساسی از کشور را حل نمیکنند در حالی که کشور با مجموعه از ابرچالشهای اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی نظیر خشک شدن دریاچهها و رودخانهها، ناترازی انرژی، ورشکستگی قريب الوقوع صندوقهای بازنشستگی جرم و بزهکاری در حاشیه کلان شهرها و…. دست و پنجه نرم میکند. پیشنهاد میشود دستگاههای اجرایی مخاطب سند در تعامل و هم فکری با همه ذینفعان فهرستی از چالشهای اصلی کشور که هوش مصنوعی میتواند در حل آنها نقش کلیدی بازی کند را فراهم آورند.
- از ضعفهای جدی سند این است که خیلی با رویکرد آینده نگاری و آینده پژوهی تدوین نشده است و مشخص نیست میان اهداف، برنامهها و اولویتهای سند با کلان روندهای فناورانه، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و زیست محیطی حاکم بر کشور و جهان چه رابطه و نسبتی وجود دارد. برای مثال، سند در زمینه مشاغلی که در آینده از طریق هوش مصنوعی جایگزین میشوند یا از بین میروند سکوت اختیار کرده و برنامهای ویژه برای آن ندارد. بنابراین، پیشنهاد میشود طرحی مبتنی بر آیندهنگاری در زمینه هوش مصنوعی اجرا گردد و اثرات یافتههای آن با محتوا و مضمون سند تلاقی داده شود و دلالتهای کار در بروز رسانیهای سند گنجانده شود.
دسترسی کامل به گزارش سیاستی بررسی سند ملی هوش مصنوعی
